تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
وادی عشق و آدرس
f.fekrat.LoxBlog.com
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
بازدید امروز : 65
بازدید دیروز : 10
بازدید هفته : 129
بازدید ماه : 76
بازدید کل : 31104
تعداد مطالب : 739
تعداد نظرات : 19
تعداد آنلاین : 1
فکاهی:(یک روز ملا نصرالدین...)
یک روز ملانصر الدین در سینما شیشته بود و به یاد عاشقی خود فلم سیل میکد که دفعتآ کدام نفر دیدیش و برش گفت : اوووو ملا صاحب تو خو ملا هستی تو چطور فلم سیل میکنی؟ ملا برش گفت : برو لوده مه طرف فلم بد بد سیل میکنم .
داکتر از مریض خود پرسید که اینقدر قاشق در شکم ات از کجا شد؟ مریض جواب داد که داکتر صاحب دفعه قبل خودت به مه گفتی که روز دو قاشق بخور.
یک آدم به رفیق خود گفت: که تا حالا دیدی که خر پرواز کند؟ رفیقش جواب داد که نخیر دوستش گفت: پس فکر پرواز کردن را از سرت بیرون کن.
یک دوزخی از یک جنتی آب سرد خواست . آن جنتی گفت: که نمی دهم . دوزخی برایش گفت : خو، خی آب جوش کارت نمی شود.
نظرات شما عزیزان:
نويسنده: فضل حق فکرت تاريخ: چهار شنبه 6 شهريور 1392برچسب:,